مبتنی بر تحلیل میانگین واریانس و تئوری مدرن پرتفوی

دسته: ریسک (Page 1 of 2)

الفبای سرمایه گذاری، بازده مبتنی بر ریسک


با وجود تفاوت‌های قابل توجه، بازده سالانه هر دو سهم موجود در چارت بالا برابر 20% است. اما همانگونه که در شکل قابل رویت است بازده سهم آبی دارای نوسان کمتری نسبت به سهم نارنجی است. این اختلاف رفتار دو سهم، نشان می‌دهد بجز بازده، فاکتور مهم دیگری به نام نوسان یا ریسک را نیز باید در نظر داشت. عدم قطعیت و افت و خیز بازده را نوسان یا ریسک نامیده‌اند. با توجه به ریسک، مفهوم “بازده نسبت به ریسک تعدیل شده‌” و شاخص‌های متنوعی مثل نسبت شارپ، آلفا و بتا به منصه ظهور رسیدند. مفاهیمی که علاوه بر بازده، نگاهی هم به ریسک دارند و میزان بازده را براساس ریسک پذیرفته شده توسط سرمایه گذار اندازه‌گیری می کنند.

نسبت شارپ

بدیهی‌ترین رابطه‌ای که بازده را به ریسک پیوند می‌دهد” نسبت بازده به ریسک” است که از حاصل تقسیم بازده به ریسک به دست می‌آید. نسبت شارپ به زبان ساده، میزان بازده را برای هر واحد ریسکِ سرمایه‌گذار محاسبه می کند. به منظور اصلاح این نسبت، صورت را به “بازده اضافی” یا “صرفه ریسک” تغییر می دهند. در حقیقت نرخ بازده بدون ریسک (برابر با سود سپرده بانکی، یا نرخ  سود اوراق ) را از بازده کم می کنند. این کار میزان پاداش ریسک را محاسبه کرده و روشن می کند در ازای تحمل ریسک چه میزان بازده مازاد بر”نرخ بازده بدون ریسک” نصیب سرمایه‌گذار می‌شود. “نسبت شارپ”، به عنوان یکی از پرکاربردترین و قدرتمندترین نسبت‌های مالی، برای بررسی بازده مبتنی بر ریسک سرمایه‌گذاری به کار می رود. ما در ویپاس امکان محاسبه لحظه‌ای این نسبت را برای هر سهم و سبد دلخواه برای شما فراهم نموده‌ایم.

آلفا و بتا

آلفا و بتا دو حرف اول الفبای لاتین هستند و ترکیب این دو سازنده واژه آلفابت است. آلفا و بتا در ادبیات سرمایه‌گذاری، دو معیار بررسی میزان بازده مبتنی بر ریسک سبد ( صندوق سرمایه گذاری) هستند.

بتا

برای محاسبه‌ی بتا کافی است کوواریانس بازار و سبد (صندوق سرمایه گذاری) را بر واریانس کل بازار تقسیم کنیم. در واقع، بتا معیاری برای سنجش نوسان سبد (صندوق سرمایه‌گذاری) نسبت به نوسان کل بازار (بنچمارک) است. بتای بزرگتر از یک، یعنی سهم نسبت به بازار ریسک و نوسان بیشتری دارد و به این نوع سبد (صندوق سرمایه گذاری) اصطلاحا تهاجمی گفته می‌شود. اگربتای سبدی (صندوق سرمایه‌گذاری) برابر یک شود این سهم نوسانی همسان با بازار دارد و بتای کمتر از یک یعنی سهم نوسان و ریسک کمتر و بازده مطمئن‌تری دارد. به این نوع سهام، سهامِ تدافعی گفته می‌شود.

به عنوان مثال فرض کنید بتای یک صندوق سرمایه گذاری برابر 1.7 باشد. در این حالت اگر شاخص کل 10% افزایش یابد بازده صندوق برابر 17% خواهد شد و به طور مشابه اگر شاخص افت 10-% را تجربه کند، بازده صندوق 17-% خواهد شد. در حقیقت سرعت اوج و فرود آن بیشتر از شاخص کل است. بتای بیشتر از یک مناسب سرمایه‌گذاران ریسک‌پذیر است، چنانچه فرد ریسک گریزی هستید و بازده کمتر با اطمینان بیشتر مد نظرتان است سهام با بتای. کمتر از یک برای شما گزینه مناسبی است.

آلفا

پس از محاسبه بتا، میزان بازده انتظاری مشخص است. آلفا، عبارت است از اختلاف”بازده واقعی (محقق شده)” و “بازده انتظاری پیش بینی شده” و این معیار یک ملاک بازده فعال (میزان بازده نسبت به بنچمارک) است. این محک می تواند برای ارزیابی عملکرد مدیران صندوق های سرمایه گذاری به کار گرفته شود. اگر آلفا مثبت باشد یعنی مدیر در کسب بازده بیشتر از بازده کل بازار توفیق داشته است. آلفای منفی به این معنی است که بازده با ریسک متناسب نبوده است.

نتیجه

شاخص های بازده مبتنی بر ریسک، میزان بازده پرتفوی سرمایه گذاری را در قیاس با ریسک می سنجند. میزان بازده مبتنی بر ریسک افراد با توجه به سطح ریسک پذیری آنها متفاوت است. برای تصمیم گیری در خصوص سهام، بررسی این معیارها ضروری است.

 

 

بازده انتظاری در ویپاس

بازی های شانس، قدمتی به بلندای تاریخ بشر دارند. باستان شناسان، با ارائه اسنادی وجود  “بازی براساس شانس” در دوران ماقبل تاریخ را تایید کرده اند. بازی مبتنی بر شانس، به طور غیر مستقیم منجر به تولد نظریه احتمالات شد. داستان از این قرار بود، که  آنتوان گومبو، نویسنده فرانسوی، “مساله کلاسیک تقسیم جوایز” را برای پاسکال مطرح کرد. از نظر او لاینحل بودن این مساله حکایت از ناتوانی ریاضیات در توجیه دنیای واقعی داشت. چنین نقدی بر ریاضیات و تردید در اعتبار دانشی که مدعی تسلط بر همه پدیده های عالم بود، باعث شد تا پاسکال؛ پادشاه شهیر جهان ریاضیات، به دفاع از سرزمین اعداد، شمشیر از رو ببندد و تمام توان خود را  صرف حل مساله کند. او مساله را با فرما در میان گذاشت. طی نامه نگاری های پاسکال و فرما، هم  “مساله تقسیم جوایز” برای همیشه حل شد و هم نگرش جهان  به مقولات “ریسک” و “عدم قطعیت”  تغییر کرد. نامه های این دو ریاضیدان برجسته، حاوی اصول اولیه  نظریه احتمالات است. امید ریاضی یا مقدار انتظاری، یکی از پایه ای ترین مفاهیم این نظریه، در  خلال حل “مساله تقسیم جوایز”  به وجود  آمد.  امروزه این مفهوم، ستون تصمیم گیری های ما راجع به آینده است.

در مقوله سرمایه گذاری، بازده انتظاری(مورد انتظار)، ریسک کسب بازده  را در نظر می گیرد و از فرمول زیر به دست می آید:

ri*pi∑= بازده مورد انتظار

  ri میزان بازده و pi احتمال وقوع آن است. به این مقدار، “امید ریاضی ” گفته می شود. این  تسمیه بی دلیل نیست، زیرا همان میزان بازدهی است که امیدواریم از سرمایه گذاری نصیبمان شود. در حقیقت ما فقط  میزان بازده  را در نظر نمی گیریم بلکه احتمال وقوع بازده را هم لحاظ می کنیم. مثلا فرض کنید در سهم ویپاس سرمایه گذاری می کنیم، با احتمال 60% میزان سود برابر 70% است و با احتمال 40% میزان سود برابر 50% است. در این صورت بازده انتظاری برابر است با:

0.62=0.4*0.6+0.5*0.7=بازده مورد انتظار

امید ریاضی، “عدم قطعیت در جهان واقعی” را در محاسبات، مورد توجه قرار می دهد و شک و انتظار و تردید جهان بیرونی را به دنیای اعداد می کشاند. بی تردید مهمترین و نخستین اتصال اتوپیای علم ریاضیات با جهانی که حتی به یک دقیقه  بعدش هم نمی توان امیدی بست، همین امید ریاضی است.

۱۰ ریسک برای آینده اقتصاد جهان پس از انتشار ویروس کرونا

براساس گزارش مجمع جهانی اقتصاد، مهمترین ریسکی که اقتصاد دنیا در ۱۸ ماه آینده با آن روبرو خواهد شد « رکود طولانی مدت در اقتصاد دنیا» است.
انتشار ویروس کووید-۱۹ مهمترین عاملی بوده که خارج از همه پیش‌بینی‌های اقتصادی در دنیا، اقتصاد کشورهای جهان را تحت تاثیر قرارداده است. این ویروس اثرات مشابهی را بر اقتصاد کشورهای درگیر آن وارد کرده که مهمترین آن، شوک عرضه و تقاضا بوده است. افت شدید و یکباره تقاضا در بسیاری از کالاهای مصرفی و سرمایه‌ای در کنار افزایش تقاضا در کالاهای بهداشتی و غذایی معادلات اقتصادی را تغییر داده است.

با این حال بسیاری از کشورها پس از گذشت ایام تعطیلی مراکز اقتصادی، مجدد بخش‌های مختلف اقتصاد خود را به حالت عادی برگردادند تا از ضررهای انتشار ویروس کرونا بر اقتصادشان بکاهند. این موضوع موجب شده تا کشورها در آینده با ریسک بیشتری مواجه شوند به همین خاطر شناسایی ریسک‌های اقتصادی برای کشورهای درگیر ویروس کووید-۱۹ یکی از لوازم حرکت در شرایط فعلی است.

مجمع جهانی اقتصاد در گزارشی نتایج نظرسنجی خود را درباره ریسک‌های اقتصاد جهان منتشر کرده که جزئیات آن نشان می‌دهد مهمترین ریسکی که اقتصاد دنیا در ۱۸ ماه آینده با آن روبرو خواهد شد « رکود طولانی مدت در اقتصاد دنیا» است که بررسی‌ها نشان می‌دهد اصلی‌ترین عامل ایجاد این تغییرات شدید عرضه و تقاضا است. افزایش بیش از ۲۵۰ دلار قیمت طلا، افت شدید قیمت نفت به کمتر از ۱۰ دلار، افت شدید تقاضای نفت، افزایش قیمت فلزات گرانبها، سقوط شدید شاخص بازارهای جهانی بورس و کاهش تبادلات اقتصادی بین دولت‌ها از نمونه‌های مهم تغییرات اقتصادی در جهان است که تبعات بسیاری را به همراه داشته است.

براساس گزارش مجمع جهانی اقتصاد ریسک‌ اقتصادهای دنیا در ۱۸ ماهه آینده می‌تواند شامل بخش‌های متفاوتی شود که جزئیات نتایج نظرسنجی انجام شده در ادامه بیان می‌شود.

رکود طلانی مدت اقتصاد جهان ۶۸/۶ درصد، افزایش شدید ورشکستگی بنگاه‌های بزرگ و صنایع کوچک و متوسط و ایجاد موجی از ایجاد ادغام صنایع ۵۶/۸ درصد، عدم موفقیت صنایع و بخش‌ها برای احیای اقتصادی در برخی از کشورها ۵۵/۹ درصد، سطح بالای بیکاری ساختاری، بخصوص بیکاری جوانان ۴۹/۳ درصد، تضعیف جایگاه ملی اقتصادهای بزرگ ۴۵/۸ درصد، اخلالهای طولانی مدت زنجیره‌های تامین جهانی ۴۲/۱ درصد، فروپاشی اقتصادی یک بازار نوظهور یا اقتصاد درحال توسعه ۳۸ درصد، افزایش شدید تورم جهانی ۲۰/۲ درصد، خروج گسترده سرمایه و کند شدن جریانات سرمایه‌گذاری خارجی ۱۷/۹ درصد، کمبود بودجه بازنشستگی به دلیل کاهش ارزش صندوق‌های بازنشستگی ۱۷/۶ درصد.

افزایش هزینه های پیش بینی نشده برای نجات اقتصادای پیش‌بینی ناشده برای نجات اقتصاد

کشورهای مختلف برای نجات اقتصاد خود از مشکلات انتشار کووید-۱۹، روش‌های مختلفی را اجرا کردند اما اجرای این روش‌ها با چالش‌ افزایش هزینه‌های اقتصادی روبرو بوده به نحوی که برخی از کشورها برای تامین هزینه‌های راهکارهای خروج از رکود از منابعی مانند صندوق بین المللی پول و بانک جهانی تسهیلات دریافت کرده‌اند زیرا توانایی تامین نقدینگی لازم را نداشته‌اند.

ایران نیز برای کاهش رکود اقتصادی ناشی از انتشار ویروس کرونا، اقدام به بازگشایی مراکز اقتصادی خود کرده و از طرف دیگر ۷۵ هزار میلیاردتومان را به صورت مستقیم و تسهیلات ارزان قیمت، به واحدهای تولیدی و خدماتی پرداخت کرد. همچنین بیش از ۲۵ هزار میلیاردتومان را به اقشار مختلف مردم به صورت تسهیلات خرید کالا اختصاص داد تا توانایی مردم نیز در خرید کالاها تقویت شود.

با این حال طبق نظر کارگروه اقتصادی ستاد ملی کرونا حدود ۱۵ درصد از تولید ناخالص ایران از شیوع ویروس کرونا آسیب دیده که ناشی از تقاضا در کالاهای مختلف بوده است. توجه به استفاده از منابع داخلی و تامین کسری بودجه از محل بهبود فرار مالیاتی و حذف معافیت‌های غیرضرور، دریافت مالیات از فعالیت‌های اقتصادی سوداگرانه می‌تواند بخش قابل توجهی از کسری منابع مالی لازم برای بهبود شرایط اقتصادی را تامین نماید.

برگرفته از: خبرگزاری آنا

سنجه های ریسک‌

تاکنون صاحبنظران سنجه های مختلفی برای اندازه گیری ریسک معرفی کرده اند که هر یک به جنبه ای از مقوله عدم اطمینان اشاره دارد و بعضا مکمل یکدیگرند. معیارهای اندازه گیری ریسک اول بار با مطالعه شاخص های پراکندگی آماری تعیین شد و پس از آن سنجه های جدیدتری مانند دیرش، ضریب بتا و ارزش در معرض خطر توسعه یافت.
تلاش­ ها برای طراحی ابزار اندازه­ گیری ریسک از نیمه اول قرن بیستم آغاز شد. مکالی[1] در سال 1983، دیرش[2] را به عنوان سنجه ریسک معرفی کرد که ابزاری ساده و در عین حال کارآمد برای سنجش ریسک اوراق بهادار با درآمد ثابت است. ادامه بررسی­ های مکالی به شناسایی رابطه غیرخطی ارزش اوراق بهادار با درآمد ثابت و نرخ بهره بازار منتهی شد و معیار تحدب[3] به عنوان شاخصی مکمل برای محاسبه ریسک این اوراق معرفی گردید. در سال 1952، مارکویتز[4] با ارایه مدلی کمی جهت انتخاب سبد دارایی­ها، برای اولین بار مقوله ریسک را در کنار بازده مدنظر قرار داد. وی انحراف معیار را به عنوان سنجه ریسک در نظر گرفت. شاگرد او ویلیام شارپ[5]، شاخص بتا را برای اندازه ­گیری تغییرات نسبی ارزش هر سهم در قبال تغییرات نسبی ارزش بازار با معرفی خط مشخصات[6] ارایه کرد. وی با طراحی مدل قیمت ­گذاری دارایی­ های سرمایه­ ای، مدیریت علمی سبد دارایی را پایه­ گذاری نمود.

بعد از دهه 1970 و افزایش روزافزون ریسک در جنبه­ های مختلف تصمیمات مالی، توجه مدیران بیش از پیش به اندازه­ گیری و مدیریت ریسک جلب شد. در این دوران، کنترل ریسک به عنوان عاملی برای ایجاد ارزش بیشتر مورد توجه قرار گرفت و نرخ­های بازدهی تعدیل شده بر اساس ریسک[7]، ملاک ارزیابی قرار گرفت.

برخی نظریه­ های قدیمی که به علت زمان­بر بودن و پیچیدگی­ های محاسباتی کنار گذاشته شده بود، همزمان با پیدایش ابررایانه­ ها مجددا مطرح شد. ریسک نامطلوب[8] از جمله این نظریه­ ها بود که قبلا توسط پیشگامان علم مالی مطرح شده بود و در سال 1996 جانی دوباره یافت و تحقیقات مفصلی در آن مورد انجام گرفت که چالش­های آن هنوز ادامه دارد.

در سال 1993، موسسه جی. پی. مورگان[9] مدل ارزش در معرض خطر را معرفی کرد. این معیار که تمامی انواع ریسک را در یک عدد خلاصه می­کرد، برای استفاده­ کنندگان بسیار جذاب به نظر آمد و هر روز به کاربردهای آن افزوده شد. به دنبال آن، روش­های محاسباتی پیچیده­ ای همانند فرآیندهای تصادفی[10] و شبیه­ سازی برای افزایش دقت مدل­های این سنجه توسعه یافت.

با توجه به تاریخچه تحقیقات و تلاش­های به عمل آمده در جهت اندازه­ گیری ریسک و پیشرفت­هایی که در هر دوره به وقوع پیوسته است، می ­توان دسته بندی زیر را از سنجه­ های ریسک ارایه داد که بر نحوه اندازه­ گیری ریسک استوار است:

سنجه­ های نوسان[11]: این سنجه ­ها، پراکندگی یک متغیر را در اطراف میانگین و یا پارامتر تصادفی دیگر اندازه ­گیری می­کند. واریانس و انحراف معیار دو نمونه از این سنجه­ ها هستند.

سنجه ­های حساسیت[12]: موضوع اندازه­ گیری این سنجه­ ها تغییرات متغیر وابسته بر اثر تغییرات متغیر مستقل است. دیرش و ضریب بتا دو نمونه از این سنجه­ هاست.

سنجه ­های ریسک نامطلوب[13]: این سنجه­ ها برعکس سنجه­ های نوسان، تنها بر بخش مخرب ریسک تمرکز دارند و نوسانات زیر سطح میانگین و یا متغیر هدف را محاسبه می­ کنند. نیم­ واریانس، نیم ­بتا و ارزش در معرض خطر از این نوع سنجه ­ها هستند.
سنجه­ های ریسک نامطلوب، به دو زیرگروه تقسیم شده است. این زیرگروه­ها شامل نیم­ سنجه­ های ریسک و سنجه­ های ریسک مبتنی بر صدک است. ارزش در معرض خطر از دسته سنجه­ های ریسک مبتنی بر صدک است.

[1] . Macaulay

[2] . Duration

[3] . Convexity

[4] . Markowitz

[5] . William Sharpe

[6] . Characteristic Line

[7] . Risk- adjusted Returns

[8] . Downside Risk

[9] . J. P. Morgan

[10] . Stochastic Processes

[11] . Volatility Measures

[12] . Sensitivity Measures

[13] . Downside Risk Measures

برگرفته از: وبلاگ آقای ناصر صنوبر

افت سرمایه و حداکثر افت سرمایه چیست؟

یکی از معیارهای محبوب برای محاسبه بازده مبتنی بر ریسک، «حداکثر افت سرمایه» است. میزان زیان، از «سقف قیمت دارایی» و «اولین کف قیمت پس از آن» را افت سرمایه می گویند. در حقیقت، خرید در پیک قیمت و فروش در کف قیمت است که منجر به ازدست رفتن سرمایه می شود. بیشترین افت سرمایه در یک دوره زمانی معیاری است که گاهی جانشین انحراف معیار استاندارد می شود.

این معیار فقط به دو نقطه، کف و سقف قیمت در یک دوره زمانی، وابسته است و به همین دلیل نسبت به داده های پرت بسیار حساس است. همچنین به تعداد مشاهدات به شدت وابسته است. افت سرمایه روزانه یا هفتگی در محاسبه افت سرمایه ماهانه ناپدید می شوند.
این معیار با وجود کاستی های گفته شده در بالا، بسیار پرکاربرد است در حالی که «ارزش در معرض خطر» و «ارزش در معرض خطر شرطی» نتایج استوارتری دارند. برای اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.


 

 

مقایسه ریسک و عدم قطعیت

زندگی، بالذات دارای شرایطی است که قرار گرفتن در آن شرایط، “پذیرش خطر” را اجتناب ناپذیر می کند. شرایطی که قرارگرفتن در آنها، زیستن در معرض خطر یا زیان است.

ریسک را می توان “زیان بالقوه” دانست. این دقیقاً همان عدم قطعیت یا “عدم قطعیت نتیجه در یک موقعیت خاص” نیست. مواردی وجود دارد ، که عدم اطمینان ذاتی و قطعی است.

یعنی با توجه به رویدادهای پیش رو، پیشامد ها غیر قابل پیش بینی اند. خلاصه آنکه ریسک وضعیتی را توصیف می کند که در آن وضعیت، احتمال ضرر یا خطر وجود دارد و

عدم قطعیت نیز زمانی رخ می دهد که نسبت به نتایج آینده مطمئن نیستید.

ما معمولا اصطلاحات ریسک و عدم قطعیت را در یک کفه ترازو می گذاریم، اما آیا به تفاوت آنها فکر کرده اید؟ در جدول 1 مقایسه این دو آورده شده است.

اساس مقایسه ریسک عدم قطعیت
مفهوم احتمال برد یا باخت چیزی ارزشمند وضعیتی که اتفاقات آینده مجهول هستند
تحقق قابل اندازه گیری غیرقابل اندازه گیری
وقوع احتمال وقوع مجهول است وقوع مجهول است
کنترل قابل کنترل غیرقابل کنترل
مینیمم سازی بله خیر
احتمالات مشخص غیر مشخص

جدول 1

ریسک

چنین تصور می شود که ریسک، قرار گرفتن در یک موقعیت خاص است که می تواند منجر به سود یا زیان شود. ریسک، احتمال زیان یا احتمال قرار گرفتن در معرض خطر است.

معمولا می توان با اقدامات پیشگیرانه مقدار و عوارض ریسک را به حداقل رساند. در مفاهیم و تعابیر مالی، معنای ریسک با آنچه گفته شد خیلی متفاوت نیست.

ریسک نشان دهنده عدم قطعیت در مورد بازده مورد انتظار سرمایه گذاری است. به عبارتی احتمال وجود تفاوت بین بازده واقعی و بازده مورد انتظار را تصویر می کند.

وجود چنین ریسکی ممکن است منجر به از دست دادن بخش یا کل سرمایه گذاری شود. هرچه ریسک بالاتر رود انتظار بازدهی نیز بیشتر خواهد شد و این همان مبادله ی ریسک‌ بازده تلقی می شود.

انواع اصلی ریسک به شرح زیر هستند:

ریسک سیستماتیک: نظیر ریسک بهره ، ریسک تورم ، ریسک بازار که معمولا گزیرناپذیرند و به کل وضعیت بازار تعمیم می یابند.

ریسک غیر سیستماتیک: نظیر ریسک تجاری و ریسک مالی

عدم قطعیت

منظور ما از عدم قطعیت موقعیتی است که غایت آن قابل پیش بینی نیست. این همان وضعیتی است که گزینه های مختلفی موجودند که قرار است به نتایج خاصی برسند،

اما میزان احتمال حصول نتیجه مشخص نیست. این امر به دلیل نبود اطلاعات و دانش کافی در مورد شرایط موجود است. از این رو ، تعیین یا پیش بینی نتیجه یا وقایع آینده دشوار است.

عدم قطعیت را نمی توان از طریق مدل های پیشین از نظر کمی اندازه گیری کرد. بنابراین، احتمالات را نمی توان در مورد نتایج بالقوه به کار برد، زیرا “احتمالات” ناشناخته هستند.

تفاوت های کلیدی بین ریسک و عدم قطعیت

  1. ریسک، پیدایش وضعیت شناخته شده ای است که منجر به برد یا باخت چیزی ارزشمند می شود اما عدم قطعیت، شرایطی است که آگاهی از وقایع آینده وجود ندارد.
  2. ریسک را می توان از طریق مدل های نظری اندازه گیری و پیش بینی کرد اما اندازه گیری عدم قطعیت از نظر کمی ممکن نیست، زیرا حوادث آینده غیرقابل پیش بینی است.
  3. نتایج احتمالی ریسک شناخته شده اند ولی در موقعیت عدم قطعیت ، نتایج ناشناخته هستند.
  4. در وضعیت ریسک، اگر اقدامات مناسبی انجام شود ، می توان خطر را کنترل و تحدید کرد در حالی که عدم قطعیت فراتر از کنترل شخص یا شرکت است.
  5. در شرایط ریسک ، “احتمالات” با مجموعه ای از شرایط مشخص سنجیده می شوند که در وضعیت عدم قطعیت این مهم امکان پذیر نیست.

نتیجه

به قول سعدی: ” نابرده رنج گنج میسر نمی شود” بنابراین هر شرکتی برای ادامه حیات در دراز مدت، باید ریسک هایی را محاسبه کند که احتمال ضرر در آنها کم و احتمال سود زیاد باشد  وبرای کسب سود بیشتر باید این ریسک ها را به جان بخرد. عدم قطعیت در هر پیشه ای، ذاتی و غیر قابل اجتناب است و هر فردی در هر مقامی هیچ تصوری در مورد آنچه درآینده “قطعا” رخ خواهد داد ندارد.

مفهوم ضریب بتا چیست؟

یکی از مهم‌ترین مفاهیم در تصمیم‌گیری سرمایه‌گذاری ریسک و بازده ضریب بتا می‌باشد. هر سهم یا پرتفوی از سهام اگر در فاصله خاص از زمان خریداری، نگهداری و فروخته شود بازده خاصی نیز نصیب دارنده می‌نماید. این بازدهی شامل تغییر قیمت و منابع حاصل از مالکیت است. همیشه در تصمیم‌گیری‌های مالی وجود معیار اندازه‌گیری ریسک مفید است. در نخستین سال‌های ۱۹۰۰ تحلیلگران برای ارزیابی یا تعیین ریسک اوراق بهادار به ترازنامه توجه می‌کردند، یعنی هر چه قدر میزان وام یا بدهی‌های یک شرکت بیشتر باشد ریسک سهام شرکت را بیشتر تخمین می‌زنند. در سال ۱۹۶۲ پژوهشگران میزان ریسک را برحسب حاشیه ایمنی تعریف و محاسبه می‌کردند. این حاشیه ایمنی بر اساس صورت‌های مالی به دست نمی‌آمد، بلکه بر اساس تفاوت قیمت بازار و ارزش واقعی اوراق بهادار تعیین می‌شد. امروزه اکثر پژوهشگران ریسک سرمایه‌گذاری را با انحراف معیار نرخ بازده مرتبط می‌دانند، یعنی هر چه قدر بازده سرمایه‌گذاری بیشتر تغییر کند سرمایه‌گذاری مزبور ریسک بیشتری خواهد داشت. پیش از ادامه مطلب اشاره کوتاهی بر انواع ریسک خواهیم داشت. منابع ریسک که باعث تغییر و پراکندگی در بازده می‌شود به دودسته کلی تقسیم می‌کنند:

ریسک غیرسیستماتیک (قابل‌اجتناب)

ضریب بتا چیست؟

به قسمتی از ریسک مجموعه سهم گفته می‌شود که می‌توان آن را از طریق تنوع‌بخشی (افزایش تنوع سهام مجموعه) کاهش داد. این ریسک آن بخش از کل ریسک مجموعه سهام را که مختص به یک شرکت یا صنعت خاص است، نشان می‌دهد. برخی از عوامل ایجادکننده این ریسک شامل کالاها و خدمات تولیدی شرکت یا صنعت، نوع مدیریت، اقدامات رقبا و ساختار هزینه‌های شرکت است. بنابراین این نوع ریسک قابل‌کنترل است.

ریسک سیستماتیک (غیر قابل‌اجتناب)

بخشی از ریسک است که نمی‌توان آن را از طریق تنوع‌بخشی کاهش داد. ازجمله این عوامل می‌توان تحولات سیاسی و اقتصادی، چرخه‌های تجاری، تورم و بیکاری را نام برد. بنابراین، این نوع ریسک غیر قابل‌کنترل است. وقتی یک سرمایه‌گذار می‌خواهد درباره خرید یک نوع سهم یا اوراق قرضه تصمیم بگیرد می‌تواند از انحراف معیار بازده سال‌های گذشته به عنوان معیار ریسک استفاده کند. معیار مناسب برای ریسک یک دارایی منفرد، سنجش حرکت هم‌زمان آن با پرتقوی بازار است. این حرکت با کوواریانس دارایی منفرد بیان می‌شود و قابل استناد به نوسان پذیری پرتفوی کل بازار است. علاوه بر این هر دارایی منفرد، واریانسی دارد که به پرتفوی بازار غیر مرتبط است (واریانس غیر سیستماتیک) که به جنبه‌های منحصر به فرد دارایی برمی‌گردد. واریانس غیرسیستماتیک معمولاً کم‌اهمیت در نظر گرفته می‌شود زیرا با تشکیل یک پرتفوی بزرگ و متنوع قابل‌حذف است. بنابراین صرف ریسک برای یک دارایی منفرد تابعی از ریسک سیستماتیک دارایی با پرتقوى کل بازار دارایی‌های ریسک‌دار است، به معیار ریسک سیستماتیک بتا (β) می‌گویند. ضریب بتا (Beta coefficient) به طور مقدماتی توسط شارپ به عنوان انحراف دوره در تابع رگرسیون خطی ساده جایی که نرخ بازده در شاخص بازار متغیر مستقل بوده و نرخ بازده اوراق بهادار متغیر وابسته است، تعریف می‌شود. زمانی که انتظار رشد شاخص سهام بازار وجود داشته باشد سرمایه‌گذاران سهام‌هایی با بتای بالاتر را انتخاب می‌کنند و در شرایط کاهش شاخص بازار به انتخاب سهم‌هایی با بتای پایین‌تر دست می‌زنند.

درواقع بتا معیار اندازه‌گیری ریسک سیستماتیک یک اوراق بهادار است که به عنوان قسمتی از ریسک کلی نمی‌توان آن را از طریق ایجاد تنوع کاهش داد یا از بین برد. بتا معیار نسبی ریسک یک سهم با توجه به پرتفوی بازار تمامی سهام‌ها است. برای محاسبه (β) از شاخص قیمت بورس سهام استفاده می‌کنند. ضریب بتا برای یک سهم بخصوص، به این صورت تعیین خواهد شد که ریسک سیستماتیک آن سهم را با ریسک سیستماتیک متعلق به شاخص بورس سهام مقایسه می‌کنند. به طور کلی میزان همسویی بازده یک سهم نسبت به بازار کل (شاخص کل) را با ضریب بتا می‌سنجند. بتای مثبت نشانه همسویی با بازار، بتای منفی نشانه واگرایی با بازار و بتای صفر نشانه عملکرد خنثی (عدم تاثیرپذیری) سهم نسبت به بازار (شاخص) است. در ضریب بتا عدد یک را به عنوان مبنا قرار می‌دهیم. به عنوان مثال اگر بگوییم ضریب بتای سهمی نسبت به شاخص عدد ۱٫۵می‌باشد یعنی اینکه هر مقداری که شاخص رشد یا نزول داشته باشد سهم موردنظر ما ۵۰ درصد بیشتر رشد یا نزول می‌کند. مثلاً اگر شاخص ۱۰ درصد رشد نماید سهم موردنظر به میزان ۱۵ درصد رشد می‌نماید. یعنی ۵۰ درصد بیشتر. همچنین اگر بتای سهمی ۲ باشد یعنی به میزان دو برابری شاخص بازدهی دارد یا به عبارتی اگر شاخص ۲۰ درصد رشد نماید آن سهم ۴۰ درصد رشد می‌کند و برعکس. یعنی سهم دارای این ضریب بتا حالتی تهاجمی دارد. در مورد سهام تدافعی نیز ضریب بتا کوچک‌تر از یک و مثبت می‌باشد. مثلاً اگر ضریب بتای سهمی ۰٫۵ باشد یعنی اینکه اگر شاخص ۱۰ درصد رشد یا نزول داشته باشد آنگاه سهم موردنظر ما به میزان ۵ درصد رشد یا نزول خواهد داشت یا به اصطلاح کم ریسک و کند حرکت می‌کند. در حالت خنثی نیز یعنی بتای آن سهم برابر صفر باشد یعنی اصلاً روند شاخص هیچ دخالتی درروند آن سهم ندارد. چه شاخص مثبت باشد چه منفی، آن سهم رفتار منحصر به فرد خود را دارد. اگر بتای سهمی منفی باشد یعنی دقیقاً رفتاری عکس با رفتار کلی شاخص و بازار دارد. درنتیجه دامنه نوسانات ضریب بتا می‌تواند +∞ تا -∞ تغییر نماید که علامت + به معنای تغییرات مستقیم و علامت  نیز به معنای نوسانات معکوس خواهد بود.

بازده بدون ریسک (Rf)

حداقل بازدهی است که سرمایه‌گذار بدون قبول هیچ‌گونه ریسکی می‌تواند کسب نماید، حال با توجه به اینکه خرید سهم برای سرمایه‌گذار دارای ریسک است لذا نرخ بازده مورد انتظار از سهم (Ri) به خاطر ریسک موردنظر، نسبت به نرخ بازده بدون ریسک افزایش می‌یابد که به تفاوت آن دو صرف ریسک دارایی می‌گویند. با توجه به این توضیحات به تفاوت بازده مورد انتظار بازار (Rm) و نرخ بازده بدون ریسک (Rf)، صرف ریسک بازار گفته می‌شود. لذا می‌توان در تعریف بتا رابطه زیر را استخراج نمود:

ضریب بتا

فرمول ضریب بتا از نگاه آمار

کوواریانس بیانگر نحوه ارتباط دودسته داده باهم می‌باشد، به طوری که در صورتی که داده‌ها دارای رابطه معکوس با یکدیگر باشند، مقدار کوواریانس آن‌ها منفی بوده، اگر داده‌ها از هم مستقل باشند مقدار آن صفر و اگر دارای ارتباط مستقیم باشند، کوواریانس مثبت خواهند داشت. بتای سهم به صورت کوواریانس بین بازدهی سهام و بازدهی بازار تقسیم‌بر واریانس بازدهی بازار محاسبه می‌گردد که به شرح فرمول زیر است:

ضریب بتا چیست؟

همواره بتای کل بازار برابر ۱ می‌باشد چراکه کوواریانس کل بازار با خودش تقسیم‌بر واریانس بازار برابر ۱ خواهد بود و در سایر اجزای بازار بزرگ و یا کوچک شدن این ضریب نشان از نوسان پذیری مثبت و یا حتی معکوس سهم موردنظر با بازار خواهد بود. به تعبیری هرچه ضریب بتای یک سهم بزرگ‌تر باشد، حکایت از ریسک بیشتر در قیاس با بازار و بالطبع انتظار بازده بیشتر از آن می‌باشد.

نتیجه

درنتیجه با توجه به مفهوم اصلی ضریب بتا و انواع ریسک اشاره‌شده در متن، می‌توان گفت، ضریب بتا بیان می‌کند که اگر بازده پرتفوی بازار یک درصد تغییر کند، بازده سهم به چه میزان تغییر خواهد کرد. با این توضیح رابطه بتا به صورت زیر خواهد بود:

اگر بیشتر از یک باشد، ریسک سیستماتیک سهم بیشتر از ریسک سیستماتیک بازار خواهد بود. بنابراین تغییرات بازدهی سهم بیشتر از تغییرات بازده بازار و درنتیجه بازده مورد انتظار از سهم  بیشتر از بازده مورد انتظار از بازار خواهد بود. این نوع سهام، به سهام “تهاجمی” شهرت داشته و در زمان رونق بازار جهت سرمایه‌گذاری مناسب‌اند، چراکه در زمان رونق رشد بیشتری از شاخص بازار را ثبت می‌کنند. اگر β برابر یک باشد، ریسک سیستماتیک سهم با ریسک سیستماتیک بازار برابر خواهد بود. بنابراین تغییرات بازدهی سهم با تغییرات بازدهی بازار برابر و درنتیجه بازده مورد انتظار از سهم برابر بازه مورد انتظار از بازار خواهد بود و اگر β کمتر از یک  باشد، ریسک سیستماتیک سهم از ریسک سیستماتیک بازار کمتر خواهد بود. بنابراین تغییرات بازدهی سهم کمتر از تغییرات بازدهی بازار و درنتیجه بازده مورد انتظار از سهم کمتر از بازده مورد انتظار از بازار خواهد بود. این نوع سهام، به سهام “تدافعی” شهرت داشته و در زمان رکود بازار جهت سرمایه‌گذاری مناسب می‌باشند. چون در صورت کاهش شاخص بازار، این سهم کندتر از شاخص بازار کاهش پیدا می‌کند و سرمایه‌گذار متحمل زیان کمتری می‌گردد. در انتها باید توجه داشت که ضریب بتا به هیچ‌وجه به تنهایی دلیل ارزندگی یا عدم ارزندگی یک سهم نیست، بلکه تنها ابزاری جهت شناخت بهتر روند حرکتی سهم در مقایسه با شاخص بورس می‌باشد

برگرفته از: وبسایت خانه سرمایه

سنجش عملکرد پرتفوی

بسیاری از سرمایه گذاران اشتباهاً موفقیت پرتفوی خود را فقط بر مبنای بازگشت سرمایه می سنجند. این امر مثل این است که در حال رانندگی با ماشین خود در یک اتوبان شلوغ باشید، تنها به ماشین خودتان دقت کنید و هیچ توجهی به اطراف و دیگران نداشته باشید. این قطعا وضعیتی فاجعه بار است.  بخش کوچکی از سرمایه گذاران، تنها ریسک موجود در دستیابی به بازده برایشان مهم است. متاسفانه، معیار واحدی برای تعیین ریسک وجود ندارد و برای تفسیر و تعیین ریسک، با مجموعه ای از معیارهای همبسته روبرو هستیم. سه معیار ریسک شارپ، ترینر و جنسن برای بررسی ریسک به کار می روند و کماکان مشابه یکدیگر عمل می کنند. در حقیقت برای بررسی ریسک، ترکیبی از هر سه نسبت، موفق‌تر از تک تک آنها عمل می کند.

نسبت ترینر
 جک ترینر اولین کسی بود که معیاری برای عملکرد پرتفوی بر مبنای ریسک و بازده معرفی کرد. هدف او یافتن یک معیار عملکرد جامع برای همه سرمایه‌گذاران است.  به نظر ترینر، ریسک دو مولفه دارد:
1- ریسک ناشی از نوسانات در بورس سهام
2- ریسک ناشی از نوسانات سهام و اوراق بهادار سرمایه‌گذار
وی مفهوم خط بازار سرمایه را معرفی کرد ، که رابطه بین بازده  پرتفوی و  بازده بازار را تعریف می کند.  شیب این خط ،  میزان حساسیت نوسان پرتفوی به نوسان کل  بازار است.  شیب این خط همان ضریب بتا ،ریسک سیستماتیک، است. هرچه شیب خط بیشتر باشد ، مبادله ریسک-بازده نیز بهتر خواهد بود.
نسبت ترینر، همچنین به عنوان نسبت پاداش به ریسک شناخته می شود.

در نسبت ترینر، صورت کسر “صرفه ریسک پرتفوی” و مخرج  ضریب بتا، ریسک سیستماتیک، است. مقدار حاصله ی نهایی، نشان دهنده “بازده پرتفوی بر واحد ریسک” است. هرچه نسبت ترینر بالاتر باشد ، عملکرد پرتفوی نیز بهتر خواهد بود. از آنجا که این معیار فقط از “ریسک سیستماتیک”  یا همان ضریب بتا استفاده می کند، فرض شده است که سرمایه گذار از قبل دارای یک سبد متنوع است و بنابراین، ریسک غیرسیستماتیک (ریسک تنوع پذیر) در نظر گرفته نمی شود. در نتیجه این معیار عملکرد، بیشتر برای سرمایه گذارانی که دارای سهام متنوع هستند  کاربرد دارد.

نسبت شارپ

نسبت شارپ تقریباً با نسبت ترینر یکسان است  با این تفاوت که  برای اندازه گیری ریسک به جای استفاده از “ضریب بتا (ریسک سیستماتیک)”، از “انحراف معیار استاندارد بازده پرتفوی” استفاده می شود.  شارپ این نسبت را به عنوان مکمل “مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای” ارائه کرد و از ریسک کل برای مقایسه پرتفوی با “خط بازار سرمایه” استفاده کرد. در حقیقت بهترین پرتفوی الزاماً پرتفوی با بالاترین بازده نیست بلکه یک پرتفوی برتر دارای مقدار بیشتری از “بازده مبتنی بر ریسک” است. بر خلاف نسبت ترینر ، نسبت شارپ پرتفوی را بر اساس نرخ بازده و متنوع سازی تدوین می کند. بنابراین ، نسبت شارپ برای پرتفوی های متنوع مناسب تر است، زیرا با دقت بیشتری  مجموعه ریسک های پرتفوی را در نظر می گیرد.

آلفای جنسن

مشابه آنچه در بخش ترینر و شارپ گفته شد، آلفای جنسن نیز با استفاده از “ارزش گذاری دارایی های سرمایه ای” محاسبه می شود. آلفای جنسن، “صرفه ریسک تولید شده” توسط یک پرتفوی را با  بازده مورد انتظار آن مقایسه می کند. آلفای جنسن میزان بازده پرتفوی را به نسبت ریسک سیستماتیک برآورد می کند. هرچه این نسبت بالاتر باشد ، بازده مبتنی بر ریسک هم بهتر خواهد بود. پرتفوی با صرفه ریسک مثبت، دارای آلفای مثبت خواهد بود. در حالی که پرتفوی با صرفه ریسک منفی، آلفای منفی خواهد داشت.

 

معیارهای عملکرد پرتفوی، عواملی کلیدی در تصمیم گیری برای سرمایه گذاری هستند. این ابزارها اطلاعات لازم را به سرمایه گذاران ارائه می دهند. به یاد داشته باشید ، بازده پرتفوی تنها یک روی سکه است. بدون ارزیابی “بازده مبتنی بر ریسک”، یک سرمایه گذار نمی تواند آینده دقیق سرمایه گذاری را تصویر کند. بدون چنین نگاهی نسبت به آینده ی سرمایه گذاری، احتمال خسارات جبران ناپذیر هر لحظه اصل سرمایه را تهدید می کند.

نسبت شارپ

ویلیام شارپ، برنده جایزه نوبل

نسبت شارپ، معیار بررسی بازده نسبت به ریسک است. این نسبت برمبنای رابطه‌ی ریسک / پاداش کار می‌کند و به دنبال ایجاد عملکرد بهتر در ازای پذیرش ریسک بیشتر است.

ویلیام شارپ در سال 1966 نسبت شارپ را برای اندازه گیری عملکرد مبتنی بر ریسک صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک ابداع کرد. او می‌خواست مدیران برای کسب بازده بیشتر ریسک بیشتری تحمل کنند و به دنبال کشف معیاری برای تعدیل بازده بر مبنای ریسک بیشتر بود.

نقطه همگرایی همه کارهای او سادگی بی بدیل است و این راز ماندگاری نظریات و تکرار نام اوست. نسبت یاد شده هم، به نام خودش شهیر شد و با بررسی رابطه تاریخی بین صرفه ریسک، بازده سبد منهای بازده بدون ریسک، و نوسان سبد هویت می‌یافت . جایزه‌ی او برای این کار، چیزی کمتر از نوبل نبود.

برای اندازه گیری این نسبت، بازده بدون ریسک را از بازده سبد کم می کنیم و حاصل را بر انحراف معیار بازده تقسیم می کنیم. نسبت شارپ هر چه بالاتر برود یعنی به ازای پذیرش ریسک (نوسان) بیشتر، بازده بیشتری تولید می‌شود – برای بررسی بیشتر اینجا کلیک کنید – و نسبت شارپ بیشتر حکایت از جذابیت سهم یا دارایی جدید دارد.

یکی از کاربردهای این نسبت، تحلیل اضافه کردن سهم جدید به پرتفوی است . فرض کنید یک پرتفوی با نسبت شارپ ۰.۸۶ داریم، حال تک سهم دیگری به پرتفوی اضافه می‌کنیم و نسبت شارپ پرتفوی جدید 1 می شود. در این صورت مجاز به اضافه کردن سهم به سبد هستیم در غیر این صورت فقط ریسک اضافی بدون پاداش تحمل کرده‌ایم.

در سامانه ویپاس نسبت شارپ هر سبد محاسبه می‌شود و برای سرمایه گذار امکان مقایسه و تصمیم گیری در خصوص اضافه یا حذف سهم  فراهم شده است.

ریسک چیست و انواع آن کدام است

ریسک (Risk) چیست؟

زیان بالقوه و قابل اندازه‌گیری یک نوع سرمایه‌گذاری را ریسک می‌گویند. برخی از ریسک‌های سرمایه‌گذاری بر روی اوراق بهادار عبارت است از: اعلام نشدن سود سهام، پایین بودن میزان سود هرسهم، کاهش قیمت هرسهم.

ریسک عملیاتی (Operational Risk) چیست؟

ریسک عملیاتی یا اهرم مالیاتی مربوط است به سود عملیاتی که منشا آن نیز هزینه‌های ثابت شرکت است.

ریسک مالی (Financial Risk) چیست؟

ریسک مالی گونه‌ای ریسک اضافی است که در اثر افزایش بدهی در شرکت به سهامداران تحمیل می‌شود. ریسک ناشی از به‌کارگیری بدهی در شرکت را ریسک مالی می‌نامند.

ریسک غیرسیستماتیک و ریسک سیستماتیک چیست؟

کل ریسک بازار را می‌توان به دو دسته کلی ریسک سیستماتیک (Systematic Risk) و ریسک غیر سیستماتیک تقسیم کرد.

ریسک غیر سیستماتیک ریسکی است که ناشی از خصوصیات خاص شرکت از جمله نوع محصول، ساختار سرمایه سهامداران عمده و غیره می‌باشد. ریسک سیستماتیک ناشی از تحولات کلی بازار و اقتصاد بوده و تنها مختص به شرکت خاصی نمی‌باشد به دیگر بیان ریسک سیستماتیک در اثر حرکت‌های کلی بازار به وجود می‌آید. طبق نظریه‌های پرتفولیو با متنوع‌سازی سبد سهام می‌توان ریسک غیر سیستماتیک را از میان برد ولیکن ریسک سیستماتیک همچنان باقی می‌ماند.شرکت‌هایی که فروش آنها بسیار پرنوسان است، یا مانع مالی آنها در حد گسترده‌ای از محل دریافت وام تامین شده است، یا رشد بسیار سریعی داشته‌اند، یا نسبت‌های جاری پایینی دارند و همچنین شرکت‌های کوچک بیش از دیگران از ریسک سیستماتیک تاثیر می‌پذیرند.هر معامله‌ای در بورس دارای ریسک مخصوص به خود است، توصیه می‌کنم مطلب پیشنهاد و سیگنال سهام برای تازه کارها! که یک مطلب آموزنده است را مطالعه کنید.

ریسک اعتبار (Credit risk)

این ریسک مربوط به زمانی است که یک شرکت یا شخص توانایی آنرا نداشته باشد که سود قراردادی و اصل سرمایه را براساس تعهدات خود پرداخت کند. سرمایه‌گذارانی که اوراق مشارکت و سایر اوراق بدهی جزئی از پرتفوی سرمایه‌گذاری آنهاست با این نوع از ریسک مواجه هستند.ا لبته اوراق بدهی دولتی کمترین میزان ریسک را دارا می‌باشند در حالیکه اوراق مشارکت شرکت‌ها دارای ریسک اعتباری بیشتری است.

ریسک نرخ سود (Interest Rate Risk)

ریسک ناشی از نرخ سود مربوط به زمانی است که تغییر در نرخ سود باعث دگرگونی ارزش یک سرمایه‌گذاری گردد. این نوع ریسک معمولا روی اوراق مشارکت و اوراق بدهی بیشتر اثر می‌گذارد.

ریسک سیاسی (Political Risk)

ریسک سیاسی نوعی از ریسک مالی به حساب می‌آید که در آن، دولت یک کشور بصورت ناگهانی سیاست‌های خود را تغییر دهد. این ریسک عامل بزرگیست که باعث کاهش سرمایه‌گذاری خارجی در کشورهای در حال توسعه و جهان سوم می‌شود.

ریسک بازار (Market Risk)

ریسک بازار عبارت است از تغییر در بازده که ناشی از نوسانات کلی بازار است.

در بین انواع ریسک‌ها آشناترین ریسک است که به عنوان ریسک نوسانات بازار نیز شناخته می‌شود و سرمایه‌گذاران و معامله‌گران در بورس بصورت روزانه با آن مواجه هستند.

این ریسک بیشتر در بازار سهام، آتی سکه، فارکس و سایر بازارهای با نوسانات بالا وجود دارد. نوسانات یک معیار برای ریسک است چون به رفتار و خلق و خوی سرمایه‌گذاران بستگی دارد و نه منطق.

چون کسب سود فعالان بازار به بالا و پایین شدن قیمت بستگی دارد، نوسانات برای بازدهی یک امر حیاتی است و هرچقدر یک اوراق بهادار یا بازار با نوسانات بیشتری همراه باشد، احتمال بیشتری برای تغییر بزرگ در هر دو جهت (افزایش یا کاهش قیمت) وجود دارد.

همه اوراق بهادار در معرض ریسک بازار قرار دارند، اگرچه سهام عادی بیشتر تحت تأثیر این نوع ریسک است. این ریسک می‌تواند ناشی از عوامل متعددی از قبیل رکود، جنگ، تغییرات ساختاری در اقتصاد و تغییر در ترجیحات مشتریان است.

ریسک تورمی

این نوع ریسک که تمامی اوراق بهادار را تحت تأثیر قرار می‌دهد عبارت است از ریسک قدرت خرید، یا کاهش قدرت خرید وجوه سرمایه‌گذاری شده.

این نوع ریسک با ریسک نوسان نرخ بهره مرتبط است، برای اینکه نرخ بهره معمولاً در اثر افزایش تورم افزایش می‌یابد. علت این است که قرض دهندگان به‌منظور جبران ضرر ناشی از قدرت خرید، سعی می‌کنند نرخ بهره را افزایش دهند.

ریسک تجاری

ریسک ناشی از انجام تجارت و کسب‌وکار در یک صنعت خاص یا یک محیط خاص را ریسک تجاری گویند.برای مثال یک شرکت فولاد در صنعت خاص خود با مسائل منحصر به خود مواجه است.

ریسک نقدینگی

ریسک مرتبط با بازار ثانویه‌ای است که اوراق بهادار در آن معامله می‌شود. آن دسته از سرمایه‌گذاری‌هایی که خریدوفروش آن به‌ آسانی صورت می‌گیرد از نقدینگی بالایی برخوردار است.

هرچه عدم اطمینان در خصوص عامل زمان و ابهام قیمتی بالا باشد میزان ریسک نقدینگی نیز افزایش می‌یابد. ریسک نقدینگی سهام مربوط به بازارهای خارج از بورس خیلی بیشتر است.

 

برگرفته از: بورسینس

« Older posts