مبتنی بر تحلیل میانگین واریانس و تئوری مدرن پرتفوی

برچسب: ترینر

سنجش عملکرد پرتفوی

بسیاری از سرمایه گذاران اشتباهاً موفقیت پرتفوی خود را فقط بر مبنای بازگشت سرمایه می سنجند. این امر مثل این است که در حال رانندگی با ماشین خود در یک اتوبان شلوغ باشید، تنها به ماشین خودتان دقت کنید و هیچ توجهی به اطراف و دیگران نداشته باشید. این قطعا وضعیتی فاجعه بار است.  بخش کوچکی از سرمایه گذاران، تنها ریسک موجود در دستیابی به بازده برایشان مهم است. متاسفانه، معیار واحدی برای تعیین ریسک وجود ندارد و برای تفسیر و تعیین ریسک، با مجموعه ای از معیارهای همبسته روبرو هستیم. سه معیار ریسک شارپ، ترینر و جنسن برای بررسی ریسک به کار می روند و کماکان مشابه یکدیگر عمل می کنند. در حقیقت برای بررسی ریسک، ترکیبی از هر سه نسبت، موفق‌تر از تک تک آنها عمل می کند.

نسبت ترینر
 جک ترینر اولین کسی بود که معیاری برای عملکرد پرتفوی بر مبنای ریسک و بازده معرفی کرد. هدف او یافتن یک معیار عملکرد جامع برای همه سرمایه‌گذاران است.  به نظر ترینر، ریسک دو مولفه دارد:
1- ریسک ناشی از نوسانات در بورس سهام
2- ریسک ناشی از نوسانات سهام و اوراق بهادار سرمایه‌گذار
وی مفهوم خط بازار سرمایه را معرفی کرد ، که رابطه بین بازده  پرتفوی و  بازده بازار را تعریف می کند.  شیب این خط ،  میزان حساسیت نوسان پرتفوی به نوسان کل  بازار است.  شیب این خط همان ضریب بتا ،ریسک سیستماتیک، است. هرچه شیب خط بیشتر باشد ، مبادله ریسک-بازده نیز بهتر خواهد بود.
نسبت ترینر، همچنین به عنوان نسبت پاداش به ریسک شناخته می شود.

در نسبت ترینر، صورت کسر “صرفه ریسک پرتفوی” و مخرج  ضریب بتا، ریسک سیستماتیک، است. مقدار حاصله ی نهایی، نشان دهنده “بازده پرتفوی بر واحد ریسک” است. هرچه نسبت ترینر بالاتر باشد ، عملکرد پرتفوی نیز بهتر خواهد بود. از آنجا که این معیار فقط از “ریسک سیستماتیک”  یا همان ضریب بتا استفاده می کند، فرض شده است که سرمایه گذار از قبل دارای یک سبد متنوع است و بنابراین، ریسک غیرسیستماتیک (ریسک تنوع پذیر) در نظر گرفته نمی شود. در نتیجه این معیار عملکرد، بیشتر برای سرمایه گذارانی که دارای سهام متنوع هستند  کاربرد دارد.

نسبت شارپ

نسبت شارپ تقریباً با نسبت ترینر یکسان است  با این تفاوت که  برای اندازه گیری ریسک به جای استفاده از “ضریب بتا (ریسک سیستماتیک)”، از “انحراف معیار استاندارد بازده پرتفوی” استفاده می شود.  شارپ این نسبت را به عنوان مکمل “مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای” ارائه کرد و از ریسک کل برای مقایسه پرتفوی با “خط بازار سرمایه” استفاده کرد. در حقیقت بهترین پرتفوی الزاماً پرتفوی با بالاترین بازده نیست بلکه یک پرتفوی برتر دارای مقدار بیشتری از “بازده مبتنی بر ریسک” است. بر خلاف نسبت ترینر ، نسبت شارپ پرتفوی را بر اساس نرخ بازده و متنوع سازی تدوین می کند. بنابراین ، نسبت شارپ برای پرتفوی های متنوع مناسب تر است، زیرا با دقت بیشتری  مجموعه ریسک های پرتفوی را در نظر می گیرد.

آلفای جنسن

مشابه آنچه در بخش ترینر و شارپ گفته شد، آلفای جنسن نیز با استفاده از “ارزش گذاری دارایی های سرمایه ای” محاسبه می شود. آلفای جنسن، “صرفه ریسک تولید شده” توسط یک پرتفوی را با  بازده مورد انتظار آن مقایسه می کند. آلفای جنسن میزان بازده پرتفوی را به نسبت ریسک سیستماتیک برآورد می کند. هرچه این نسبت بالاتر باشد ، بازده مبتنی بر ریسک هم بهتر خواهد بود. پرتفوی با صرفه ریسک مثبت، دارای آلفای مثبت خواهد بود. در حالی که پرتفوی با صرفه ریسک منفی، آلفای منفی خواهد داشت.

 

معیارهای عملکرد پرتفوی، عواملی کلیدی در تصمیم گیری برای سرمایه گذاری هستند. این ابزارها اطلاعات لازم را به سرمایه گذاران ارائه می دهند. به یاد داشته باشید ، بازده پرتفوی تنها یک روی سکه است. بدون ارزیابی “بازده مبتنی بر ریسک”، یک سرمایه گذار نمی تواند آینده دقیق سرمایه گذاری را تصویر کند. بدون چنین نگاهی نسبت به آینده ی سرمایه گذاری، احتمال خسارات جبران ناپذیر هر لحظه اصل سرمایه را تهدید می کند.

نگاهی به چند شاخص ریسک

انگیزه ی اصلی سرمایه گذاری، «بازده» یا سود یعنی همان «ارزش افزوده بر سرمایه زمان صفر» است.
اما مساله ی اصلی این است که میزان بازده یا سود و زیان مورد انتظار، تحت تاثیر اصل «عدم قطعیت» قرار خواهد گرفت. این عدم قطعیت و احتمال عدم تحقق پیش بینی سود و زیان، «ریسک سرمایه گذاری» نامیده می شود.
معمولا «ریسک بیشتر» ایجاد کننده «بازده بیشتر» و «ریسک کمتر» منجر به «بازده کمتر» می شود و به این رابطه، «مبادله بین ریسک و بازده» اطلاق می شود. در یک کلام هرکه ریسکش بیش سودش بیشتر.
هنگام بررسی و قیاس دو یا چند سرمایه گذاری با بازده برابر، باید سطح ریسک آیتم های مختلف را مد نظر داشت. «بازده مبتنی بر ریسک» می تواند تأثیر شدیدی بر پرتفوی ها داشته باشد. در بازارهای قدرتمند، پذیرش ریسک پایین تر از «شاخص»، می تواند بازده را محدود کند. ولی آن سرمایه هایی که ریسک بیشتری نسبت به «شاخص» داشته باشد ممکن است بازده قابل توجهی را به ارمغان بیاورند. این رابطه ی بازده و ریسک، در دوره ی زمانی معین، همان «بازده مبتنی بر ریسک» است.
اگر دو یا چند سرمایه گذاری در یک بازه زمانی معین، بازده یکسانی داشته باشند ، سرمایه ای که کمترین ریسک را داشته باشد «بازده مبتنی بر ریسک» بیشتری خواهد داشت. با این وجود، با توجه به اینکه اندازه گیری ریسک های مختلف نتایج تحلیلی بسیار متفاوت به سرمایه گذاران می دهد، مهم است که در هر مورد، «شاخص» روشنی در نظر گرفته شود. دو نمونه از شاخص های تعیین «بازده مبتنی بر ریسک» را در ادامه خواهید دید:
نسبت شارپ
نسبت شارپ در واقع «نسبت بازده اصلاح شده سرمایه به میزان نوسان سرمایه» است. این شاخص، میزان سود را در ازای تحمل «ریسک مشخص»، معین می کند. در شرایط یکسان، نسبت شارپ بالاتر، بیانگر بازده مبتنی بر ریسک بالاتر است.
نسبت ترینر
نسبت ترینر دقیقا مشابه نسبت شارپ محاسبه می شود ، اما در مخرج آن از «بتا» سرمایه گذاری استفاده می شود. ضریب بتا، واحد اندازه‌گیری ریسک سیستماتیک مربوط به سهام است، که در واقع درجه حساسیت نوسان بازده هر سهم را نسبت به نوسان بازده بازار، اندازه‌گیری می‌کند. نسب ترینر هر چه بالاتر باشد، نتیجه هم بهتر است.
هردو نسبت اخیر، شاخص هایی برای «بازده مبتنی بر ریسک» هستند. اما نسبت ترینر برای یک سبد متنوع مناسبتر است. به جز دو مورد مذکور، شاخص های دیگری هم برای تعیین «بازده مبتنی بر ریسک» موجود هستند که با توجه به شرایط و انتظارات مختلف، مورد ارزیابی واقع می‌شوند.