مبتنی بر تحلیل میانگین واریانس و تئوری مدرن پرتفوی

برچسب: risk

بازده انتظاری در ویپاس

بازی های شانس، قدمتی به بلندای تاریخ بشر دارند. باستان شناسان، با ارائه اسنادی وجود  “بازی براساس شانس” در دوران ماقبل تاریخ را تایید کرده اند. بازی مبتنی بر شانس، به طور غیر مستقیم منجر به تولد نظریه احتمالات شد. داستان از این قرار بود، که  آنتوان گومبو، نویسنده فرانسوی، “مساله کلاسیک تقسیم جوایز” را برای پاسکال مطرح کرد. از نظر او لاینحل بودن این مساله حکایت از ناتوانی ریاضیات در توجیه دنیای واقعی داشت. چنین نقدی بر ریاضیات و تردید در اعتبار دانشی که مدعی تسلط بر همه پدیده های عالم بود، باعث شد تا پاسکال؛ پادشاه شهیر جهان ریاضیات، به دفاع از سرزمین اعداد، شمشیر از رو ببندد و تمام توان خود را  صرف حل مساله کند. او مساله را با فرما در میان گذاشت. طی نامه نگاری های پاسکال و فرما، هم  “مساله تقسیم جوایز” برای همیشه حل شد و هم نگرش جهان  به مقولات “ریسک” و “عدم قطعیت”  تغییر کرد. نامه های این دو ریاضیدان برجسته، حاوی اصول اولیه  نظریه احتمالات است. امید ریاضی یا مقدار انتظاری، یکی از پایه ای ترین مفاهیم این نظریه، در  خلال حل “مساله تقسیم جوایز”  به وجود  آمد.  امروزه این مفهوم، ستون تصمیم گیری های ما راجع به آینده است.

در مقوله سرمایه گذاری، بازده انتظاری(مورد انتظار)، ریسک کسب بازده  را در نظر می گیرد و از فرمول زیر به دست می آید:

ri*pi∑= بازده مورد انتظار

  ri میزان بازده و pi احتمال وقوع آن است. به این مقدار، “امید ریاضی ” گفته می شود. این  تسمیه بی دلیل نیست، زیرا همان میزان بازدهی است که امیدواریم از سرمایه گذاری نصیبمان شود. در حقیقت ما فقط  میزان بازده  را در نظر نمی گیریم بلکه احتمال وقوع بازده را هم لحاظ می کنیم. مثلا فرض کنید در سهم ویپاس سرمایه گذاری می کنیم، با احتمال 60% میزان سود برابر 70% است و با احتمال 40% میزان سود برابر 50% است. در این صورت بازده انتظاری برابر است با:

0.62=0.4*0.6+0.5*0.7=بازده مورد انتظار

امید ریاضی، “عدم قطعیت در جهان واقعی” را در محاسبات، مورد توجه قرار می دهد و شک و انتظار و تردید جهان بیرونی را به دنیای اعداد می کشاند. بی تردید مهمترین و نخستین اتصال اتوپیای علم ریاضیات با جهانی که حتی به یک دقیقه  بعدش هم نمی توان امیدی بست، همین امید ریاضی است.

سنجه های ریسک‌

تاکنون صاحبنظران سنجه های مختلفی برای اندازه گیری ریسک معرفی کرده اند که هر یک به جنبه ای از مقوله عدم اطمینان اشاره دارد و بعضا مکمل یکدیگرند. معیارهای اندازه گیری ریسک اول بار با مطالعه شاخص های پراکندگی آماری تعیین شد و پس از آن سنجه های جدیدتری مانند دیرش، ضریب بتا و ارزش در معرض خطر توسعه یافت.
تلاش­ ها برای طراحی ابزار اندازه­ گیری ریسک از نیمه اول قرن بیستم آغاز شد. مکالی[1] در سال 1983، دیرش[2] را به عنوان سنجه ریسک معرفی کرد که ابزاری ساده و در عین حال کارآمد برای سنجش ریسک اوراق بهادار با درآمد ثابت است. ادامه بررسی­ های مکالی به شناسایی رابطه غیرخطی ارزش اوراق بهادار با درآمد ثابت و نرخ بهره بازار منتهی شد و معیار تحدب[3] به عنوان شاخصی مکمل برای محاسبه ریسک این اوراق معرفی گردید. در سال 1952، مارکویتز[4] با ارایه مدلی کمی جهت انتخاب سبد دارایی­ها، برای اولین بار مقوله ریسک را در کنار بازده مدنظر قرار داد. وی انحراف معیار را به عنوان سنجه ریسک در نظر گرفت. شاگرد او ویلیام شارپ[5]، شاخص بتا را برای اندازه ­گیری تغییرات نسبی ارزش هر سهم در قبال تغییرات نسبی ارزش بازار با معرفی خط مشخصات[6] ارایه کرد. وی با طراحی مدل قیمت ­گذاری دارایی­ های سرمایه­ ای، مدیریت علمی سبد دارایی را پایه­ گذاری نمود.

بعد از دهه 1970 و افزایش روزافزون ریسک در جنبه­ های مختلف تصمیمات مالی، توجه مدیران بیش از پیش به اندازه­ گیری و مدیریت ریسک جلب شد. در این دوران، کنترل ریسک به عنوان عاملی برای ایجاد ارزش بیشتر مورد توجه قرار گرفت و نرخ­های بازدهی تعدیل شده بر اساس ریسک[7]، ملاک ارزیابی قرار گرفت.

برخی نظریه­ های قدیمی که به علت زمان­بر بودن و پیچیدگی­ های محاسباتی کنار گذاشته شده بود، همزمان با پیدایش ابررایانه­ ها مجددا مطرح شد. ریسک نامطلوب[8] از جمله این نظریه­ ها بود که قبلا توسط پیشگامان علم مالی مطرح شده بود و در سال 1996 جانی دوباره یافت و تحقیقات مفصلی در آن مورد انجام گرفت که چالش­های آن هنوز ادامه دارد.

در سال 1993، موسسه جی. پی. مورگان[9] مدل ارزش در معرض خطر را معرفی کرد. این معیار که تمامی انواع ریسک را در یک عدد خلاصه می­کرد، برای استفاده­ کنندگان بسیار جذاب به نظر آمد و هر روز به کاربردهای آن افزوده شد. به دنبال آن، روش­های محاسباتی پیچیده­ ای همانند فرآیندهای تصادفی[10] و شبیه­ سازی برای افزایش دقت مدل­های این سنجه توسعه یافت.

با توجه به تاریخچه تحقیقات و تلاش­های به عمل آمده در جهت اندازه­ گیری ریسک و پیشرفت­هایی که در هر دوره به وقوع پیوسته است، می ­توان دسته بندی زیر را از سنجه­ های ریسک ارایه داد که بر نحوه اندازه­ گیری ریسک استوار است:

سنجه­ های نوسان[11]: این سنجه ­ها، پراکندگی یک متغیر را در اطراف میانگین و یا پارامتر تصادفی دیگر اندازه ­گیری می­کند. واریانس و انحراف معیار دو نمونه از این سنجه­ ها هستند.

سنجه ­های حساسیت[12]: موضوع اندازه­ گیری این سنجه­ ها تغییرات متغیر وابسته بر اثر تغییرات متغیر مستقل است. دیرش و ضریب بتا دو نمونه از این سنجه­ هاست.

سنجه ­های ریسک نامطلوب[13]: این سنجه­ ها برعکس سنجه­ های نوسان، تنها بر بخش مخرب ریسک تمرکز دارند و نوسانات زیر سطح میانگین و یا متغیر هدف را محاسبه می­ کنند. نیم­ واریانس، نیم ­بتا و ارزش در معرض خطر از این نوع سنجه ­ها هستند.
سنجه­ های ریسک نامطلوب، به دو زیرگروه تقسیم شده است. این زیرگروه­ها شامل نیم­ سنجه­ های ریسک و سنجه­ های ریسک مبتنی بر صدک است. ارزش در معرض خطر از دسته سنجه­ های ریسک مبتنی بر صدک است.

[1] . Macaulay

[2] . Duration

[3] . Convexity

[4] . Markowitz

[5] . William Sharpe

[6] . Characteristic Line

[7] . Risk- adjusted Returns

[8] . Downside Risk

[9] . J. P. Morgan

[10] . Stochastic Processes

[11] . Volatility Measures

[12] . Sensitivity Measures

[13] . Downside Risk Measures

برگرفته از: وبلاگ آقای ناصر صنوبر

نگاهی به روش های بهینه سازی پرتفوی

هنگام ساخت یک سبد متشکل از چند دارایی ، داشتن  استراتژی برای اختصاص وزن به اجزای سبد یک گام بسیار مهم در این فرایند است. تخصیص وزن برای اجزای سبد سهام به طرق مختلفی قابل انجام است. انتخاب شیوه ی تخصیص وزن اما، دغدغه ای است که ماهرترین مدیران سرمایه گذاری را هم به فکر وا می دارد. بهترین راه برای انجام این کار چیست؟

هنگامی که به این موضوع ساده انگارانه نگاه کنیم، شهودی ترین روش “تخصیص وزن به دارایی های موجود در سبد” مبتنی بر نظر و عقیده شخصی خواهد بود. در ابتدای پیدایش بازارهای مالی،  معامله گران از این شیوه استفاده می کردند و این متد اتفاقا سودآور هم بود. از آنجایی که در اوایل سال 1997  سقوط بازارها و افزایش بی ثباتی گریبان جهان سرمایه را گرفت، معامله گران مفاهیمی نظیر حد ضرر، حد سود و خرید و فروش پله ای را در استراتژی ها لحاظ کردند.

پس از بحران مالی جهانی در سال 2008، “تعادل ریسک” به عنوان یک استراتژی جدی وارد مباحث تخصیص سرمایه شد. این استراتژی میزان ریسک مساوی را به کلیه دارایی های موجود اختصاص می دهد. در این روش، نظر شخصی سرمایه گذار یا بازده مورد انتظار، در تصیم گیری دخیل نیستند. مقبول ترین روش در این میان،  متد میانگین-واریانس است که به واسطه ی تلاش های وسیع مارکوویتز پا به عرصه نهاد.

دانش بهینه سازی سبد غنی و گسترده است. با توجه به روشهای اساسی و تحقیقات بسیار زیادی که پیرامون آن انجام شده، تغییرات و پیشرفت های متنوعی در آن به وجود آمده است.

به اختصار می توان برخی از روش های ساخت و بهینه سازی پرتفوی را بدین ترتیب برشمرد:

وزن برابر

این روش به کلیه مؤلفه ها وزن مساوی اختصاص می دهد. این امر زمانی مفید خواهد بود که بازده کل دارایی های کاملاً  نامطمئن و تصادفی باشد و نظر و علاقه ی شخصی سرمایه گذار در آن دخیل نباشد.

تعادل ریسک

سهم ریسک همه دارایی ها با هم  برابر است. این روش پس از بحران سال 2008 محبوبیت پیدا کرد. تعادل ریسک وقتی موثر است که نسبت شارپ همه رده های دارایی با هم برابر باشد.

حداقل واریانس

این روش نوسانات سبد را به حداقل می رساند. سبد متشکل از دارایی های متنوع و دارای ریسک است که زیان همدیگر را پوشش می دهند و منجر به کمترین ریسک برای سطح مشخصی از بازده می شوند.

بهینه سازی میانگین-واریانس

سبد چیدمان شده، همان پرتفوی معروف مارکوویتز است. این متد، یک چارچوب ریاضی برای  تدوین یک سبد دارایی است، به گونه ای که بازده مورد انتظار برای “سطح معینی” از ریسک حداکثر می شود. در سامانه ویپاس می توانید به مدد ترکیب این  روش و محاسبات آماری و داده های به روز بهینه ترین اوزان را برای پرتفوی خود در حداقل زمان به دست آورید.

برای مطالعه بهینه سازی، چالش ها و چشم اندازهای آن خواندن این مقاله به علاقمندان توصیه می شود.

آموزش محاسبه ریسک و بازده و نسبت شارپ سبد سهام

انتخاب سبد، دغدغه ای جدی در سرمایه‌گذاری است. الگوها و روشهای مختلفی از زمانی که مارکوویتز این مساله را مطرح کرده است، برای انتخاب “سبد سرمایه‌گذاری بهینه” ارائه شده است. با این حال یافتن بهترین و مطمئن ترین الگو در انتخاب سبد، همواره مساله ی مهم سرمایه‌گذاران بوده است. برای بررسی “بازده و ریسک” سبد روش های مختلفی وجود دارد.

روش اول: محاسبه ریسک و بازده در اکسل

ابتدا می بایست قیمت‌های تعدیل شده‌ی تاریخی همه‌ی سهم های موجود در سبد را به دست آورد. پس از وارد کردن لیست قیمت ها در اکسل، باید قیمت ها را به بازده تبدیل کرد و با استفاده از توابع میانگین و انحراف معیار، بازده و ریسک مورد انتظار هر سهم را محاسبه کرد. در این مرحله با توجه به وزن هر سهم در سبد، بازده و ریسک سبد قابل محاسبه است. برای انجام مراحل مذکور، لازم است قیمت تعدیل شده سهم را از مرجع معتبر استخراج نموده و با فرمت مناسب در اکسل وارد نمایید. در نهایت مبرهن است، آشنایی در سطح پیشرفته با اکسل و توابع و فرمول های این محاسبات، امری ناگزیر است. حتی در صورت برقراری همه شرایط، انجام این محاسبات یک پروسه زمان بر و مملو از اشتباهات ناخواسته ی عددی است.

روش دوم: محاسبه ریسک و بازده در نرم افزار متلب

در این جا با داشتن قیمت های تعدیل شده تاریخی هرسهم می توان با استفاده از تولباکس مالی متلب، از الگوریتم میانگین- واریانس مارکوویتز بهره برد. همچنین با فراخوانی دستورات متنوع، می توان ریسک و بازده مورد انتظار سبد را به دست آورد. علاقمندان می توانند جزییات این شیوه ی محاسباتی را در سایت فرادرس  در این آموزش مشاهده کنند.

روش سوم: استفاده از سامانه ویپاس

پس از ثبت‌نام در سایت و ورود به سامانه‌ی ویپاس امکاناتی در اختیار شما قرار خواهد گرفت که به سهولت بتوانید برای متنوع‌سازی و بهینه کردن سبد سهام‌تان، پارامترهایی نظیر “سود و زیان” ، “مقدار ریسک” و ” شاخص نسبت شارپ” را بسنجید. با جستجوی چند سهم و چند کلیک به سادگی می توانید بازده و ریسک و نسبت شارپ هر سبد را در یک چشم به هم زدن ببینید. ویپاس یک سامانه ی عظیم محاسباتی دقیق است، یک ماشین حساب مطمئن که وظیفه آن تامین امنیت محاسبات شما در تخصیص سرمایه و ایجاد تنوع در سبد است.

با کمک راهنمای موجود در سایت ویپاس سبد مورد نظرتان را بسازید. ما به عنوان مثال سبد زیر را در نظر می گیریم.

بعد از استفاده کلیک کردن بر روی دکمه‌ی پردازش، به نمودارها و جداولی مطابق نمونه‌های زیر دسترسی خواهید داشت که تمام آنچه برای آینده‌نگری سرمایه‌تان نیاز دارید را به صورت کاملا علمی و دقیق به شما ارائه می کند. در باکس سمت راست ذیل وزن هر سهم در سبد، بازده مورد انتظار، ریسک و نسبت شارپ هر سبد را می بینید.مرز کارا رسم شده و نمودار میله ای وزن سهم های موجود در سبد نیز ارائه شده است. در ضمن برای محاسبه “ریسک”و “بازده” و “نسبت شارپ”  یک تک سهم کافی است سبد انتخابی فقط شامل یک سهم باشد.

در نمودارها و جداول نمونه‌ای که ملاحظه می فرمایید، ویپاس اطلاعاتی را در اختیار شما قرار داده، که منحصر به فرد است و پیش از این برای دسترسی به آنها نیاز به مطالعه، محاسبات طولانی و الگوریتم‌های پیچیده داشتید. جهت استفاده‌ی بهینه از این اطلاعات، ویپاس مطالب آموزشی کافی و رایگانی را در اختیار شما قرار داده است.

مقایسه ریسک و عدم قطعیت

زندگی، بالذات دارای شرایطی است که قرار گرفتن در آن شرایط، “پذیرش خطر” را اجتناب ناپذیر می کند. شرایطی که قرارگرفتن در آنها، زیستن در معرض خطر یا زیان است.

ریسک را می توان “زیان بالقوه” دانست. این دقیقاً همان عدم قطعیت یا “عدم قطعیت نتیجه در یک موقعیت خاص” نیست. مواردی وجود دارد ، که عدم اطمینان ذاتی و قطعی است.

یعنی با توجه به رویدادهای پیش رو، پیشامد ها غیر قابل پیش بینی اند. خلاصه آنکه ریسک وضعیتی را توصیف می کند که در آن وضعیت، احتمال ضرر یا خطر وجود دارد و

عدم قطعیت نیز زمانی رخ می دهد که نسبت به نتایج آینده مطمئن نیستید.

ما معمولا اصطلاحات ریسک و عدم قطعیت را در یک کفه ترازو می گذاریم، اما آیا به تفاوت آنها فکر کرده اید؟ در جدول 1 مقایسه این دو آورده شده است.

اساس مقایسه ریسک عدم قطعیت
مفهوم احتمال برد یا باخت چیزی ارزشمند وضعیتی که اتفاقات آینده مجهول هستند
تحقق قابل اندازه گیری غیرقابل اندازه گیری
وقوع احتمال وقوع مجهول است وقوع مجهول است
کنترل قابل کنترل غیرقابل کنترل
مینیمم سازی بله خیر
احتمالات مشخص غیر مشخص

جدول 1

ریسک

چنین تصور می شود که ریسک، قرار گرفتن در یک موقعیت خاص است که می تواند منجر به سود یا زیان شود. ریسک، احتمال زیان یا احتمال قرار گرفتن در معرض خطر است.

معمولا می توان با اقدامات پیشگیرانه مقدار و عوارض ریسک را به حداقل رساند. در مفاهیم و تعابیر مالی، معنای ریسک با آنچه گفته شد خیلی متفاوت نیست.

ریسک نشان دهنده عدم قطعیت در مورد بازده مورد انتظار سرمایه گذاری است. به عبارتی احتمال وجود تفاوت بین بازده واقعی و بازده مورد انتظار را تصویر می کند.

وجود چنین ریسکی ممکن است منجر به از دست دادن بخش یا کل سرمایه گذاری شود. هرچه ریسک بالاتر رود انتظار بازدهی نیز بیشتر خواهد شد و این همان مبادله ی ریسک‌ بازده تلقی می شود.

انواع اصلی ریسک به شرح زیر هستند:

ریسک سیستماتیک: نظیر ریسک بهره ، ریسک تورم ، ریسک بازار که معمولا گزیرناپذیرند و به کل وضعیت بازار تعمیم می یابند.

ریسک غیر سیستماتیک: نظیر ریسک تجاری و ریسک مالی

عدم قطعیت

منظور ما از عدم قطعیت موقعیتی است که غایت آن قابل پیش بینی نیست. این همان وضعیتی است که گزینه های مختلفی موجودند که قرار است به نتایج خاصی برسند،

اما میزان احتمال حصول نتیجه مشخص نیست. این امر به دلیل نبود اطلاعات و دانش کافی در مورد شرایط موجود است. از این رو ، تعیین یا پیش بینی نتیجه یا وقایع آینده دشوار است.

عدم قطعیت را نمی توان از طریق مدل های پیشین از نظر کمی اندازه گیری کرد. بنابراین، احتمالات را نمی توان در مورد نتایج بالقوه به کار برد، زیرا “احتمالات” ناشناخته هستند.

تفاوت های کلیدی بین ریسک و عدم قطعیت

  1. ریسک، پیدایش وضعیت شناخته شده ای است که منجر به برد یا باخت چیزی ارزشمند می شود اما عدم قطعیت، شرایطی است که آگاهی از وقایع آینده وجود ندارد.
  2. ریسک را می توان از طریق مدل های نظری اندازه گیری و پیش بینی کرد اما اندازه گیری عدم قطعیت از نظر کمی ممکن نیست، زیرا حوادث آینده غیرقابل پیش بینی است.
  3. نتایج احتمالی ریسک شناخته شده اند ولی در موقعیت عدم قطعیت ، نتایج ناشناخته هستند.
  4. در وضعیت ریسک، اگر اقدامات مناسبی انجام شود ، می توان خطر را کنترل و تحدید کرد در حالی که عدم قطعیت فراتر از کنترل شخص یا شرکت است.
  5. در شرایط ریسک ، “احتمالات” با مجموعه ای از شرایط مشخص سنجیده می شوند که در وضعیت عدم قطعیت این مهم امکان پذیر نیست.

نتیجه

به قول سعدی: ” نابرده رنج گنج میسر نمی شود” بنابراین هر شرکتی برای ادامه حیات در دراز مدت، باید ریسک هایی را محاسبه کند که احتمال ضرر در آنها کم و احتمال سود زیاد باشد  وبرای کسب سود بیشتر باید این ریسک ها را به جان بخرد. عدم قطعیت در هر پیشه ای، ذاتی و غیر قابل اجتناب است و هر فردی در هر مقامی هیچ تصوری در مورد آنچه درآینده “قطعا” رخ خواهد داد ندارد.

نسبت شارپ

ویلیام شارپ، برنده جایزه نوبل

نسبت شارپ، معیار بررسی بازده نسبت به ریسک است. این نسبت برمبنای رابطه‌ی ریسک / پاداش کار می‌کند و به دنبال ایجاد عملکرد بهتر در ازای پذیرش ریسک بیشتر است.

ویلیام شارپ در سال 1966 نسبت شارپ را برای اندازه گیری عملکرد مبتنی بر ریسک صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک ابداع کرد. او می‌خواست مدیران برای کسب بازده بیشتر ریسک بیشتری تحمل کنند و به دنبال کشف معیاری برای تعدیل بازده بر مبنای ریسک بیشتر بود.

نقطه همگرایی همه کارهای او سادگی بی بدیل است و این راز ماندگاری نظریات و تکرار نام اوست. نسبت یاد شده هم، به نام خودش شهیر شد و با بررسی رابطه تاریخی بین صرفه ریسک، بازده سبد منهای بازده بدون ریسک، و نوسان سبد هویت می‌یافت . جایزه‌ی او برای این کار، چیزی کمتر از نوبل نبود.

برای اندازه گیری این نسبت، بازده بدون ریسک را از بازده سبد کم می کنیم و حاصل را بر انحراف معیار بازده تقسیم می کنیم. نسبت شارپ هر چه بالاتر برود یعنی به ازای پذیرش ریسک (نوسان) بیشتر، بازده بیشتری تولید می‌شود – برای بررسی بیشتر اینجا کلیک کنید – و نسبت شارپ بیشتر حکایت از جذابیت سهم یا دارایی جدید دارد.

یکی از کاربردهای این نسبت، تحلیل اضافه کردن سهم جدید به پرتفوی است . فرض کنید یک پرتفوی با نسبت شارپ ۰.۸۶ داریم، حال تک سهم دیگری به پرتفوی اضافه می‌کنیم و نسبت شارپ پرتفوی جدید 1 می شود. در این صورت مجاز به اضافه کردن سهم به سبد هستیم در غیر این صورت فقط ریسک اضافی بدون پاداش تحمل کرده‌ایم.

در سامانه ویپاس نسبت شارپ هر سبد محاسبه می‌شود و برای سرمایه گذار امکان مقایسه و تصمیم گیری در خصوص اضافه یا حذف سهم  فراهم شده است.

ریسک چیست و انواع آن کدام است

ریسک (Risk) چیست؟

زیان بالقوه و قابل اندازه‌گیری یک نوع سرمایه‌گذاری را ریسک می‌گویند. برخی از ریسک‌های سرمایه‌گذاری بر روی اوراق بهادار عبارت است از: اعلام نشدن سود سهام، پایین بودن میزان سود هرسهم، کاهش قیمت هرسهم.

ریسک عملیاتی (Operational Risk) چیست؟

ریسک عملیاتی یا اهرم مالیاتی مربوط است به سود عملیاتی که منشا آن نیز هزینه‌های ثابت شرکت است.

ریسک مالی (Financial Risk) چیست؟

ریسک مالی گونه‌ای ریسک اضافی است که در اثر افزایش بدهی در شرکت به سهامداران تحمیل می‌شود. ریسک ناشی از به‌کارگیری بدهی در شرکت را ریسک مالی می‌نامند.

ریسک غیرسیستماتیک و ریسک سیستماتیک چیست؟

کل ریسک بازار را می‌توان به دو دسته کلی ریسک سیستماتیک (Systematic Risk) و ریسک غیر سیستماتیک تقسیم کرد.

ریسک غیر سیستماتیک ریسکی است که ناشی از خصوصیات خاص شرکت از جمله نوع محصول، ساختار سرمایه سهامداران عمده و غیره می‌باشد. ریسک سیستماتیک ناشی از تحولات کلی بازار و اقتصاد بوده و تنها مختص به شرکت خاصی نمی‌باشد به دیگر بیان ریسک سیستماتیک در اثر حرکت‌های کلی بازار به وجود می‌آید. طبق نظریه‌های پرتفولیو با متنوع‌سازی سبد سهام می‌توان ریسک غیر سیستماتیک را از میان برد ولیکن ریسک سیستماتیک همچنان باقی می‌ماند.شرکت‌هایی که فروش آنها بسیار پرنوسان است، یا مانع مالی آنها در حد گسترده‌ای از محل دریافت وام تامین شده است، یا رشد بسیار سریعی داشته‌اند، یا نسبت‌های جاری پایینی دارند و همچنین شرکت‌های کوچک بیش از دیگران از ریسک سیستماتیک تاثیر می‌پذیرند.هر معامله‌ای در بورس دارای ریسک مخصوص به خود است، توصیه می‌کنم مطلب پیشنهاد و سیگنال سهام برای تازه کارها! که یک مطلب آموزنده است را مطالعه کنید.

ریسک اعتبار (Credit risk)

این ریسک مربوط به زمانی است که یک شرکت یا شخص توانایی آنرا نداشته باشد که سود قراردادی و اصل سرمایه را براساس تعهدات خود پرداخت کند. سرمایه‌گذارانی که اوراق مشارکت و سایر اوراق بدهی جزئی از پرتفوی سرمایه‌گذاری آنهاست با این نوع از ریسک مواجه هستند.ا لبته اوراق بدهی دولتی کمترین میزان ریسک را دارا می‌باشند در حالیکه اوراق مشارکت شرکت‌ها دارای ریسک اعتباری بیشتری است.

ریسک نرخ سود (Interest Rate Risk)

ریسک ناشی از نرخ سود مربوط به زمانی است که تغییر در نرخ سود باعث دگرگونی ارزش یک سرمایه‌گذاری گردد. این نوع ریسک معمولا روی اوراق مشارکت و اوراق بدهی بیشتر اثر می‌گذارد.

ریسک سیاسی (Political Risk)

ریسک سیاسی نوعی از ریسک مالی به حساب می‌آید که در آن، دولت یک کشور بصورت ناگهانی سیاست‌های خود را تغییر دهد. این ریسک عامل بزرگیست که باعث کاهش سرمایه‌گذاری خارجی در کشورهای در حال توسعه و جهان سوم می‌شود.

ریسک بازار (Market Risk)

ریسک بازار عبارت است از تغییر در بازده که ناشی از نوسانات کلی بازار است.

در بین انواع ریسک‌ها آشناترین ریسک است که به عنوان ریسک نوسانات بازار نیز شناخته می‌شود و سرمایه‌گذاران و معامله‌گران در بورس بصورت روزانه با آن مواجه هستند.

این ریسک بیشتر در بازار سهام، آتی سکه، فارکس و سایر بازارهای با نوسانات بالا وجود دارد. نوسانات یک معیار برای ریسک است چون به رفتار و خلق و خوی سرمایه‌گذاران بستگی دارد و نه منطق.

چون کسب سود فعالان بازار به بالا و پایین شدن قیمت بستگی دارد، نوسانات برای بازدهی یک امر حیاتی است و هرچقدر یک اوراق بهادار یا بازار با نوسانات بیشتری همراه باشد، احتمال بیشتری برای تغییر بزرگ در هر دو جهت (افزایش یا کاهش قیمت) وجود دارد.

همه اوراق بهادار در معرض ریسک بازار قرار دارند، اگرچه سهام عادی بیشتر تحت تأثیر این نوع ریسک است. این ریسک می‌تواند ناشی از عوامل متعددی از قبیل رکود، جنگ، تغییرات ساختاری در اقتصاد و تغییر در ترجیحات مشتریان است.

ریسک تورمی

این نوع ریسک که تمامی اوراق بهادار را تحت تأثیر قرار می‌دهد عبارت است از ریسک قدرت خرید، یا کاهش قدرت خرید وجوه سرمایه‌گذاری شده.

این نوع ریسک با ریسک نوسان نرخ بهره مرتبط است، برای اینکه نرخ بهره معمولاً در اثر افزایش تورم افزایش می‌یابد. علت این است که قرض دهندگان به‌منظور جبران ضرر ناشی از قدرت خرید، سعی می‌کنند نرخ بهره را افزایش دهند.

ریسک تجاری

ریسک ناشی از انجام تجارت و کسب‌وکار در یک صنعت خاص یا یک محیط خاص را ریسک تجاری گویند.برای مثال یک شرکت فولاد در صنعت خاص خود با مسائل منحصر به خود مواجه است.

ریسک نقدینگی

ریسک مرتبط با بازار ثانویه‌ای است که اوراق بهادار در آن معامله می‌شود. آن دسته از سرمایه‌گذاری‌هایی که خریدوفروش آن به‌ آسانی صورت می‌گیرد از نقدینگی بالایی برخوردار است.

هرچه عدم اطمینان در خصوص عامل زمان و ابهام قیمتی بالا باشد میزان ریسک نقدینگی نیز افزایش می‌یابد. ریسک نقدینگی سهام مربوط به بازارهای خارج از بورس خیلی بیشتر است.

 

برگرفته از: بورسینس

مبادله ریسک و بازده

 

برای روشن شدن موضوع اصطلاحاً مثالي خودماني بزنيم. تصور كنيد دو خانواده قصد صعود به قله‌ای را دارند و با هم قرار می‌گذارند که هر خانواده که زودتر قله را فتح کرد، به عنوان خانوادهٔ ورزیده انتخاب شود. هر دو با هم مسیر صعود به قله را آغاز می‌کنند. در میانه راه با دره‌ای مواجه می‌شوند که اگر از آن عبور كنند، قله را فتح خواهند كرد. براي عبور از اين دره یکی از این دو‌ راه وجود دارد:

۱) مسيري به صورت U شكل وجود دارد كه مدت ۶۰ دقیقه طول مي‌کشد تا از آن عبور کنند و به مقصد برسند که طی آن خطر کمتری مواجه خانواده‌ها خواهد شد؛

۲) مسیری سرراستی وجود دارد که دو سر دره با یک پل ريسماني به هم وصل می‌شود که خانواده‌ها اگر از آن عبور کنند، به شرط آنکه شانس بياورند و ریسمان پاره نشود، ظرف ١٥ دقيقه به مقصد خواهند رسيد.

رهبر خانواده اول تاب ريسك پاره شدن ريسمان را ندارد و مسير U شكل را انتخاب مي‌کند و بعد از ۶۰ دقیقه به مقصد می‌رسد، اما رهبر خانوادهٔ دوم ریسک سقوط به ته دره را به جان می‌خرد و از قضا شانس هم می‌آورد و به سلامت این یک بار را از روی طناب عبور می‌کند و ظرف ۱۵ دقیقه به مقصد می‌رسد.

سؤال اول) اگر داوران از نحوهٔ فتح قله‌ توسط خانواده‌ها مطلع نباشند، کارایی رهبر پرخطر را با تسامح چهار برابر رهبر كم‌خطر قلمداد می‌کنند؟

سوال دوم) اگر مسابقه ادامه‌دار باشد و خانواده‌ها با هم قرار بگذارند هر هفته این مسابقه را تکرار کنند و استراتژی خود در فتح قله را هم تغییر ندهند، آیا تضمینی وجود دارد که دفعات بعدی رهبر پرخطر باز هم به سلامت از دره عبور كند؟

 

توجه داشته باشيم خلق ارزش (خلق ثروت) اولاً براي افراد دو روی توأمان دارد: جريان نقدي (بازده) كه همان صورت كسر خلق ارزش و ريسك كه همان مخرج كسر خلق ارزش است و ثانياً خلق ارزش با فرض تداوم فعاليت حاصل يك سال و دو سال نيست، بلكه قرار است تا سالیان سال ادامه یابد.

برگرفته از: کانالتلگرامی